در فیلم "کبوتری در حال تامل درباره هستی روی شاخه درختی نشست"، سکانسی ابزورد و با طنزی سیاه هست. نده وسایل سرگرم کننده و شادی آور برای دیگران، که خودش افسرده است و کسی محصولاتش را دوست ندارد، خواب می بیند گروهی استعمارگر برده های سیاه پوست را وارد محفظه دوار  فلزی بزرگ و عجیبی می کنند که حول یک محورش اندکی در هوا معلق است و بلندگوهایی از آن سربرآورده اند. بعد از ورود همه زیر محفظه را آتش می زنند که با حرکت افراد داخل آن شروع به چرخش می کند و سروصداهای درون آن تبدیل به موسیقی می شود که از بلندگوها به بیرون پخش می شوند. از سوی دیگر، دربی باز می شود و جماعت کهنسالی به تماشای این صحنه مشغول می شوند، انگار رنجی است که از دیدنش لذت می برند و مرور خاطرات قدیمی است؛ درحالیکه همان مرد نده خودش در قالب خدمتکاری می بیند که برای این جماعت نوشیدنی میریزد.

از یک طرف، انگار تجربه دنیایی که کسی به فکر دلسوزی برای دیگری نیست، در کنار مشاهده حماقت های گاه و بیگاه و جستجوی بیهوده برای شادی و فهم معنای زندگی، خودش را به شکل تداعی های روان شناختی در خواب نشان می دهد. اما انگار مرد نده ما در خواب نیست؛ همان کبوتری است که خارج از دنیای آدمها بر روی شاخه نشسته و به وجود و معنای زندگی ما نگاه می کند؛ در دنیایی بدون درک دیگری، نشاط و قساوت که گرچه می تواند برای آدمیزاد طبیعی شده باشد اما برای کبوتر به همین اندازه ترسناک، مضحک و احمقانه است

معنای ,انگار ,خواب ,خودش ,نده منبع

مشخصات

تبلیغات

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

دختران باحال جزوه 92 | دانلود جزوه , نمونه سوال , تست کنکور , آزمون آزمایشی تخفیف ویژه فقط برای امروز Alireza Habibi نهنگ قاتل درچشمهای آبی توخودش رابخواب زد پورتال و سایت تفریحی خبری ایرانیان